در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
راهب بودایی تبت با رتبه بالا؛ رهبر معنوی.
A Tibetan Buddhist monk of high rank; spiritual leader.
«لاما مراسم مدیتیشن را هدایت کرد.»
“The lama led the meditation ceremony.”
«او به دیدار یک لاما در تبت رفت.»
“He visited a lama in Tibet.”