lallygagging

lal·ly·gag·ging/ˈlæliˌɡæɡɪŋ/
verb (فعل)informalpast (گذشته): lallygaggedpast participle (مفعولی): lallygagged-ing (حال): lallygagging3rd (سوم): lallygags

فعل — ول‌گشتن

ول‌گشتنبطالت کردن

وقت را بی‌هدف گذراندن؛ تنبل بودن یا ول‌گشتن.

Spending time aimlessly; dawdling or loafing around.

«بس کن ول‌گشتن را و تمرینت را انجام بده.»

Stop lallygagging and do your homework.

«او به جای کار کردن، ول‌گشته بود.»

He was lallygagging instead of working.

تفاوت با واژه‌های مشابه
dawdlingوقت تلف کردن

غیررسمی. تقریبا در معنی اتلاف وقت قابل تعویض است.

Informal. Practically interchangeable when meaning wasting time.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000