در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
زمینی که در امتداد لبه یک دریاچه قرار دارد.
The land along the edge of a lake.
«عصر را در امتداد ساحل دریاچه قدم زدیم.»
“We spent the afternoon walking along the lakeshore.”
«کلبه منظرههای زیبایی از کرانه دریاچه دارد.»
“The cabin has beautiful views of the lakeshore.”
معمولی. کاملاً با 'lakeshore' قابل تعویض است و اغلب به عنوان مترادف استفاده میشود. هر دو به منطقهای که بلافاصله در کنار دریاچه است اشاره دارند. 'ما یک کلبه در lakeside ساختیم' به همان اندازه رایج است که 'در lakeshore'.
Common. Fully interchangeable with 'lakeshore', often used synonymously. Both refer to the area immediately adjacent to a lake. 'We built a cabin on the lakeside' is as common as 'on the lakeshore'.
عمومی. به زمین کنار دریا یا اقیانوس اشاره دارد، نه معمولاً دریاچه. فقط دریاچههای بسیار بزرگ ممکن است به طور محاورهای 'ساحل' داشته باشند، اما 'lakeshore' دقیق است. 'ساحل کالیفرنیا' در مقابل 'ساحل دریاچه سوپریور'.
General. Refers to the land along the edge of a sea or ocean, not typically a lake. Only very large lakes might be colloquially referred to as having a 'coast', but 'lakeshore' is precise. 'The Californian coast' versus 'The lakeshore of Lake Superior'.