در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
ناتوان در پاها یا ساقها، بخصوص به دلیل آسیب یا بیماری؛ قادر به راه رفتن مناسب نیست.
Disabled in the feet or legs, especially due to injury or illness; unable to walk properly.
«اسب پس از تصادف لنگ شد.»
“The horse was lamed after the accident.”
«او به دلیل معلولیت به آرامی راه میرفت.»
“He walked slowly because he was lamed.”
رایج، اما بار منفی و شدت بیشتری نسبت به 'lamed' دارد.
Common, but more negative and stronger than 'lamed'.