در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
یک سلاح بلند با دسته چوبی و سر فلزی تیز که توسط شوالیهها بر اسب استفاده میشد.
A long weapon with a wooden shaft and a sharp metal head, used by knights on horseback.
«شوالیه با نیزه خود حمله کرد.»
“The knight charged with his lance.”
«او نیزهاش را در مسابقه نیزهبازی شکست.»
“He broke his lance in the joust.”
روزمره. یک اصطلاح کلیتر برای سلاح بلند و نوکتیز که اغلب پرتاب یا پرتاب میشود. نیزهها نوع خاصی از نیزه هستند که برای نبرد سواره طراحی شدهاند. 'او نیزه حمل میکرد' درست است، 'شوالیه از نیزه استفاده میکرد' از نظر فنی درست است اما 'lance' برای یک شوالیه دقیقتر است.
Common. A more general term for a long, pointed weapon, often thrown or thrust. Lances are a specific type of spear designed for mounted combat. 'He carried a spear' works, 'The knight used a spear' is technically correct but 'lance' is more precise for a knight.
تاریخی/نظامی. یک سلاح بسیار بلند شبیه نیزه، معمولاً بیش از ۳ متر، که توسط پیادهنظام در جنگهای قرون وسطی و اوایل مدرن برای مقابله با سوارهنظام استفاده میشد. معمولاً مانند نیزه با حملات سوارهنظام مرتبط نیست.
Historical/military. A very long spear-like weapon, typically over 10 feet, used by infantry formations in medieval and early modern warfare to counter cavalry. Not typically associated with cavalry attacks like a lance.
با یک چاقوی جراحی یا ابزار تیز دیگر سوراخ کردن یا بریدن، به ویژه برای تخلیه آبسه.
To pierce or open with a lancet or other sharp instrument, especially to drain an abscess.
«دکتر آبسه را برید تا آن را تخلیه کند.»
“The doctor lanced the boil to drain it.”
«او نیاز داشت که بریدگیاش را باز کنند.»
“He needed a cut lanced.”
روزمره. یک اصطلاح کلی برای ایجاد سوراخ با یک شی تیز. 'Lance' نوع خاصی از سوراخ کردن است که برای مقاصد پزشکی انجام میشود. 'او گوشش را سوراخ کرد' درست است، 'دکتر جوش را سوراخ کرد' کمتر از 'آبسه را برید' دقیق است.
Common. A general term for making a hole with a sharp object. 'Lance' is a specific type of piercing done for medical purposes. 'He pierced his ear' works, 'The doctor pierced the boil' is less specific than 'lanced the boil'.
رسمی/پزشکی. برش دادن با ابزار جراحی، اغلب برای ایجاد برش دقیق. 'Incise' گستردهتر از 'lance' است زیرا لزوماً به معنای تخلیه نیست. 'جراح پوست را برش داد' درست است.
Formal/medical. To cut into tissue with a surgical instrument, often to make a precise cut. 'Incise' is broader than 'lance' as it doesn't necessarily imply draining. 'The surgeon incised the skin' works.