lancing

lanc·ing/ˈlænsɪŋ/
lancea long spear-ingpresent participle
verb (فعل)technicalpast (گذشته): lancedpast participle (مفعولی): lanced-ing (حال): lancing3rd (سوم): lances

فعل — باز کردن آبسه

باز کردن آبسهسوراخ کردن زخم

عمل سوراخ کردن زخم یا آبسه برای تخلیه آن.

The act of piercing a wound or abscess to drain it.

«دکتر در حال باز کردن آبسه برای تسکین درد است.»

The doctor is lancing the abscess to relieve pain.

«باز کردن زخم‌های عفونی به جلوگیری از گسترش کمک می‌کند.»

Lancing infected wounds helps prevent spread.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000