lanced

/lænst/
verb (فعل)formalpast (گذشته): lancedpast participle (مفعولی): lanced-ing (حال): lancing3rd (سوم): lances

فعل — باز کردن با نیزه

باز کردن با نیزهسوراخ کردن

با ابزار تیز سوراخ یا باز شده، عمدتاً برای تخلیه مایعات یا فشار.

Pierced or cut open with a sharp instrument, usually to release fluid or pressure.

«پزشک آبسه را برای تخلیه باز کرد.»

The doctor lanced the abscess to drain it.

«او تاول را با سوزن سوراخ کرد.»

He lanced the blister with a needle.

تفاوت با واژه‌های مشابه
piercedسوراخ شده

رایج. معنای مشابه؛ تمرکز روی ایجاد سوراخ یا شکاف است.

Common. Similar meaning; focus on making a hole or opening.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000