در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
مربوط به حنجره (جعبه صدا).
Relating to the larynx (voice box).
«او عفونت حنجره داشت.»
“He had a laryngeal infection.”
«عضلات حنجره حرکت تارهای صوتی را کنترل میکنند.»
“Laryngeal muscles control vocal cord movement.”
صوتی که در حنجره تولید میشود؛ به طور خاص، اصطلاحی منسوخ در زبانشناسی هند و اروپایی برای نوعی عنصر صوتی.
A sound produced in the larynx; specifically, an obsolete term for a type of sound element in Proto-Indo-European linguistics.
«برخی زبانهای باستانی دارای صوتیهای حنجرهای متمایز بودند.»
“Some ancient languages had distinct laryngeals.”
«آن زبانشناس در اصوات حنجرهای هند و اروپایی تخصص داشت.»
“The linguist specialized in Proto-Indo-European laryngeals.”