صفت — لاروی
مربوط به لارو یا مرحله لاروی حشره.
Relating to a larva or the larval stage of an insect.
«مرحله لاروی پروانه، کرم ابریشم است.»
“The larval stage of a butterfly is a caterpillar.”
«دانشمندان رشد لاروی را در حشرات مختلف مطالعه میکنند.»
“Scientists study larval development in various insects.”
تفاوت با واژههای مشابه
عمومی. به هر چیزی که کاملاً رشد نکرده باشد اشاره دارد. در حالی که مراحل لاروی نابالغ هستند، 'نابالغ' به طور خاص به حشرات اشاره نمیکند. 'یک تصمیم نابالغ' درست است، 'حشره لاروی نابالغ است' درست است، اما 'حشره نابالغ' همیشه لاروی نیست.
General. Refers to anything not fully developed. While larval stages are immature, 'immature' doesn't specifically refer to insects. 'An immature decision.' Works, 'The larval insect is immature' works, but 'immature insect' is not always larval.
رسمی/عمومی. به حیوانات یا انسانهای جوان اشاره دارد. در حالی که لارو جوان است، 'نوجوان' به ندرت برای حشرات و معمولاً برای مهرهداران استفاده میشود. 'متخلفان نوجوان' درست است، 'یک حشره نوجوان' عجیب است.
Formal/General. Referring to young animals or humans. While a larva is young, 'juvenile' is rarely used for insects and usually for vertebrates. 'Juvenile offenders.' Works, 'A juvenile insect' is odd.