lay off
/leɪ ɔf/
1phrasal verb (فعل عبارتی)common
فعل عبارتی — اخراج موقت کردن
اخراج موقت کردنتعدیل کردن
بهدلیل کمبود کار یا مشکل مالی، استخدام کسی را پایان دادن.
To stop employing someone, usually because there is not enough work.
«کارخانه پنجاه کارگر را تعدیل کرد.»
“The factory laid off fifty workers.”
«او در دورهٔ رکود تعدیل شد.»
“She was laid off during the slowdown.”
2phrasal verb (فعل عبارتی)informal
فعل عبارتی — دست کشیدن از
دست کشیدن ازول کردن
برای مدتی انجام کاری را متوقف کردن یا دست از سر کسی برداشتن.
To stop doing something for a time or to stop bothering someone.
«یک هفته شیرینی را کنار بگذار.»
“Lay off the sweets for a week.”
«دست از سرم بردار؛ دارم کمک میکنم.»
“Lay off me; I am trying to help.”