leave the nest

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/liːv ðə nɛst/
phrase (عبارت)common

عبارت — مستقل شدن

مستقل شدناز خانهٔ والدین رفتن

یعنی از خانهٔ پدر و مادر رفتن و مستقل شدن.

To move away from one's parents' home and become independent.

«هر دو فرزند بعد از دانشگاه مستقل شدند.»

Both children left the nest after college.

«وقتی فرزند اولت مستقل می‌شود، سخت است.»

It is hard when your first child leaves the nest.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000