leavy

lea·vy/ˈliːvi/
leafa flat, green plant organ-ycharacterized by or full of
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): leaviersuperlative (عالی): leaviest

صفت — برگ‌دار

برگ‌دارمتعدد برگ

دارای برگ‌های فراوان؛ پوشیده از برگ

Covered with or having many leaves; leafy.

«پارک در بهار بسیار پر برگ بود.»

The park was very leavy in spring.

«او از شاخه‌های پر برگ بالای سرش لذت برد.»

She admired the leavy branches overhead.

تفاوت با واژه‌های مشابه
leafyبرگ‌دار

رایج. مترادف کامل برای مکان‌ها یا گیاهان با برگ فراوان است.

Common. Perfect synonym used for places or plants with many leaves.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000