leaf

/liːf/
1noun (اسم)commonplural (جمع): leaves

اسم — برگ

برگ

بخش صاف و سبز گیاه یا درخت که از ساقه یا شاخه رشد می‌کند.

The flat green part of a plant or tree that grows from the stem or branch.

«برگ‌های درخت در پاییز زرد شدند.»

The tree's leaves turned yellow in autumn.

«یک برگ از درخت به زمین افتاد.»

A single leaf fell to the ground.

تفاوت با واژه‌های مشابه
foliageشاخ و برگ

رایج. اصطلاحی جمع برای برگ‌ها؛ leaf به یک برگ خاص اشاره دارد.

Common. Collective term for leaves; leaf refers to a single one.

2verb (فعل)common

فعل — ورق زدن

ورق زدن

صفحه‌ها یا برگه‌های کتاب یا سند را ورق زدن.

To turn over the pages of a book or document.

«او مجله را سریع ورق زد.»

She leafed through the magazine quickly.

«صفحات را با دقت برای یادداشت ورق بزن.»

Leaf the pages carefully for notes.

تفاوت با واژه‌های مشابه
flipورق زدن

رایج. غیررسمی برای ورق زدن سریع صفحات؛ در متن‌های غیررسمی قابل جایگزین است.

Common. Informal for quickly turning pages; interchangeable in casual contexts.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000