let loose

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/lɛt lus/
1phrasal verb (فعل عبارتی)common

فعل عبارتی — آزاد کردن

آزاد کردنرها کردن

یعنی کسی یا چیزی را از بند، کنترل یا حبس آزاد کردن.

To release someone or something from restraint or confinement.

«آن‌ها بعد از غروب سگ‌ها را آزاد کردند.»

They let loose the dogs after sunset.

«نگهبان زندانی‌ها را آزاد کرد.»

The guard let the prisoners loose.

2phrasal verb (فعل عبارتی)informal

فعل عبارتی — از خود بی‌خود شدن

از خود بی‌خود شدنرها شدن

یعنی ناگهان خیلی آزاد، پرانرژی یا مهارنشده رفتار کردن.

To begin behaving in an energetic, uncontrolled, or uninhibited way.

«وقتی گروه موسیقی رسید، جمعیت از هیجان رها شد.»

The crowd let loose when the band arrived.

«بچه‌ها بعد از شام در حیاط شروع کردند به شیطنت کردن.»

After dinner, the children let loose in the yard.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000