let oneself go

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

let one·self go/lɛt wʌnˈsɛlf ɡoʊ/
phrase (عبارت)informal

عبارت — خود را رها کردن

خود را رها کردنبه خود نرسیدن

یعنی دیگر به ظاهر، رفتار یا مسئولیت‌های خود رسیدگی نکردن.

To stop taking care of one's appearance, behavior, or responsibilities.

«بعد از طلاق، او دیگر به خودش نرسید.»

After the divorce, he let himself go.

«در سال سخت، خودت را کاملاً رها نکن.»

Do not let yourself go during a hard year.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000