در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
به گونهای که هیچ نشانی از زندگی، روح یا انرژی را نشان نمیدهد.
In a manner that shows no signs of life, spirit, or energy.
«عروسک بیروح روی زمین افتاده بود و چشمانش بیحس خیره شده بود.»
“The doll lay lifelessly on the floor, its eyes staring blankly.”
«او بیروح صحبت کرد، صدایش عاری از هرگونه احساسی بود.»
“He spoke lifelessly, his voice devoid of any emotion.”