در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
حروف یا نشانههایی که در نوشتار یا چاپ به شکل یک واحد ترکیب شدهاند.
A character or characters combined into a single unit in writing or printing.
«حرف «æ» در «archæology» لیگاتور است.»
“The 'æ' in 'archæology' is a ligature.”
«لیگاتورها ظاهر متن را بهتر میکنند.»
“Ligatures improve the appearance of text.”
ابزاری برای بستن یا گره زدن، مانند در جراحی یا موسیقی (بستن نتها به هم).
A device used to tie or bind, such as in surgery or music (tying notes together).
«جراح از بند برای متوقف کردن خونریزی استفاده کرد.»
“The surgeon used a ligature to stop the bleeding.”
«در موسیقی، لیگاتور دو نت را به هم وصل میکند.»
“In music, a ligature connects two notes.”