اسم — بلند کردن
عمل بالا بردن چیزی به موقعیت بالاتر.
The action of raising something to a higher position.
«بلند کردن اجسام سنگین میتواند باعث آسیبهای کمر شود.»
“Heavy lifting can cause back injuries.”
«برداشتن محدودیتها مورد استقبال قرار گرفت.»
“The lifting of restrictions was welcomed.”
تفاوت با واژههای مشابه
رسمی/فنی. به معنای استفاده از تجهیزات مکانیکی یا طناب برای بالا بردن اشیاء سنگین است. 'بالا کشیدن پرچم' درست است. 'بلند کردن یک پر' عجیب به نظر میرسد.
Formal/technical. Implies using mechanical equipment or a rope to raise heavy objects. 'The hoisting of the flag' works. 'The lifting of a feather' would sound odd.
رسمی. میتواند به عمل بالا بردن یا حالت بالا بودن اشاره کند، اغلب به معنای کلیتر یا انتزاعیتر. 'ارتفاع زمین' درست است. 'بلند کردن زمین' نیز میتواند درست باشد، اما 'elevation' برای زمین رایجتر است.
Formal. Can refer to the act of raising or the state of being raised, often in a more general or abstract sense. 'The elevation of the land' works. 'The lifting of the land' could also work, but 'elevation' is more common for terrain.
صفت — بلند کننده
برای توصیف چیزی که بلند میکند یا برای بلند کردن استفاده میشود.
Used to describe something that raises or is used for raising.
«او احساس بالا رفتن داشت.»
“She felt a lifting sensation.”
«این تمرین تأثیر بلند کننده بر عضلات دارد.»
“This exercise has a lifting effect on the muscles.”
تفاوت با واژههای مشابه
رسمی. بیشتر برای ارتقای اخلاقی یا روحی، یا برای توصیف چیزی که به معنای واقعی کلمه چیزی را به سطح بالاتری میبرد، استفاده میشود. 'یک تجربه بالابرنده' (روحی) درست است، یا 'یک سکوی بالابرنده' (واقعی). 'تجربه بلند کننده' برای مورد اول کمتر رایج است.
Formal. Used more often for moral or spiritual uplift, or to describe something that literally raises something to a higher level. 'An elevating experience' (spiritual) works, or 'an elevating platform' (literal). 'Lifting experience' is less common for the former.