limbic

lim·bic/ˈlɪmbɪk/
limbedge or border-icrelated to
adjective (صفت)technical

صفت — لیمبیک

لیمبیکمرتبط با سیستم لیمبیک

مربوط به سیستم لیمبیک در مغز که احساسات و حافظه را کنترل می‌کند.

Relating to the limbic system of the brain, which controls emotions and memory.

«سیستم لیمبیک نقش مهمی در احساسات دارد.»

The limbic system plays a key role in emotion.

«مسیرهای لیمبیک تشکیل حافظه را تنظیم می‌کنند.»

Limbic pathways regulate memory formation.

تفاوت با واژه‌های مشابه
emotionalاحساسی

رایج. معنی مشابه دارد اما لیمبیک بیشتر فنی و آناتومیک است؛ احساسی عمومی‌تر است.

Common. Similar meaning but 'limbic' is more technical and anatomical; 'emotional' is general.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000