liminal

lim·i·nal/ˈlɪmɪnəl/
adjective (صفت)formalcomparative (تفضیلی): more liminalsuperlative (عالی): most liminal

صفت — آستانه‌ای

آستانه‌ایانتقالی

مرتبط با مرحله انتقالی یا ابتدایی یک فرایند، معمولاً در یک آستانه یا مرز.

Relating to a transitional or initial stage of a process, often at a threshold or boundary.

«این مراسم مرحله انتقالی بین کودکی و بزرگسالی را نشان می‌داد.»

The ceremony marked a liminal phase between childhood and adulthood.

«در طول سفر احساسات آستانه‌ای را تجربه کردند.»

They experienced liminal feelings during the journey.

تفاوت با واژه‌های مشابه
thresholdآستانه

رسمی. در روانشناسی و مردم‌شناسی برای حالت‌های انتقالی استفاده می‌شود.

Formal. Used in psychology and anthropology to describe transitional states, similar to 'liminal'.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000