verb (فعل)commonpast (گذشته): lolledpast participle (مفعولی): lolled-ing (حال): lolling3rd (سوم): lolls
فعل — ول گشتن
ول گشتنآویزان بودن راحت
به صورت راحت و تنبلانه نشستن یا دراز کشیدن یا آویزان شدن.
To sit, lie, or stand in a relaxed, lazy, or drooping way.
«سگ زبانش را توی آفتاب بیرون انداخته بود.»
“The dog was lolling its tongue in the sun.”
«بعد از کار روی مبل راحت دراز کشیده بود.»
“She was lolling on the sofa after work.”
تفاوت با واژههای مشابه
lounging— رخوت داشتن
غیررسمی. معمولاً در خانه و روی مبل اتفاق میافتد.
Informal. Similar relaxed posture but often indoors or on furniture.