lonesome

lone·some/ˈloʊnsəm/
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): lonesomersuperlative (عالی): lonesomest

صفت — تنها

تنهادل‌تنگ

احساس تنهایی یا ناراحتی به دلیل تنها بودن.

Feeling lonely or sad because of being alone.

«بعد از رفتن به شهر جدید احساس تنهایی کرد.»

He felt lonesome after moving to a new city.

«خانه‌ای تنها در انتهای خیابان بود.»

The lonesome house stood at the end of the road.

تفاوت با واژه‌های مشابه
lonelyتنها

رایج. معنی مشابه و اغلب قابل تعویض.

Common. Similar meaning, often interchangeable.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000