در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
عینکی دسته دار که برای تماشای صحنه نمایش یا موارد دیگر جلوی چشم گرفته می شود.
A pair of spectacles or opera glasses with a handle, used to hold them up to the eyes.
«او عینک دستهدارش را بالا آورد تا صحنه را بهتر ببیند.»
“She raised her lorgnette to get a better view of the stage.”
«دوشس با حالتی از تحقیر از پشت عینک دستهدارش خیره شد.»
“The duchess gazed through her lorgnette with an air of disdain.”