loyalties

loy·al·ties/ˈlɔɪəltiz/
loyalfaithful, devoted-tystate or condition-splural
noun (اسم)commonplural (جمع): loyalties

اسم — وفاداری‌ها

وفاداری‌هامتعهدات

افراد، گروه‌ها یا مکانی که فرد به آن‌ها وفادار یا متعهد است.

Places, groups, or people to whom a person feels committed or faithful.

«وفاداری او به خانواده‌اش است.»

His loyalties lie with his family.

«وفاداری‌های سیاسی اغلب تغییر می‌کنند.»

Political loyalties often shift.

تفاوت با واژه‌های مشابه
allegiancesوفاداری‌ها

رسمی. تأکید بر وفاداری سیاسی یا گروهی.

Formal. Emphasizes political or group loyalty.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000