در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
گذشته فعل lox که به معنی تهیه یا فرآوری ماهی سالمون با دودی کردن و نمکزنی است.
Past tense and past participle of 'lox', meaning to cure or prepare salmon by smoking and salting.
«سالمون برای روی بیگل دودی شده بود.»
“The salmon was loxed for the bagel topping.”
«او خودش ماهی را در خانه دودی و نمکزده کرد.»