در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
نوعی ماهی سالمون نمکزده که معمولاً همراه با بیگل و پنیر خامهای سرو میشود.
Salt-cured salmon, commonly served on bagels with cream cheese.
«او برای صبحانه بیگل با سالمون نمکزده و پنیر خامهای خورد.»
“She had a bagel with lox and cream cheese for breakfast.”
«سالمون نمکزده در غذای یهودیها بسیار محبوب است.»
“Lox is popular in Jewish deli cuisine.”