lowness

low·ness/ˈloʊnəs/
lownot high, near the bottom-nessstate or quality
noun (اسم)common

اسم — پایینی

پایینیافتکاهش

حالت یا کیفیت پایین بودن در موقعیت، مقدار یا درجه

The state or quality of being low in position, amount, or degree

«پایینی خورشید آسمان را قرمز کرد.»

The lowness of the sun made the sky red.

«او پس از شکست احساس ناامیدی داشت.»

She felt a sense of lowness after the failure.

تفاوت با واژه‌های مشابه
depthعمق

رایج. معنای مشابه ولی معمولاً اندازه‌گیری عمودی فیزیکی دارد.

Common. Similar in meaning but often physical vertical measurement.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000