اسم — خیانتها
اقدامات بیوفایی یا خیانت، به ویژه با شکستن اعتماد یا وفاداری.
Acts of disloyalty or treachery, especially by breaking trust or allegiance.
«کتابهای تاریخ پر از خیانتها و توطئهها هستند.»
“The history books are full of betrayals and conspiracies.”
«او نتوانست خیانتهای او را در مورد اعتمادش ببخشد.»
“She couldn't forgive his betrayals of her trust.”
تفاوت با واژههای مشابه
رسمیتر و اغلب به شکلی عمیقتر و بدخواهانهتر از خیانت اشاره دارد، غالباً با مفاهیم سیاسی یا نظامی. دلالت بر فریب و بیوفایی حسابشده دارد. 'ژنرال به چندین خیانت متهم شد' در مقابل 'خیانتهای کوچک میتوانند به یک دوستی آسیب بزنند.'
More formal and often implies a deeper, more malicious form of betrayal, often with political or military connotations. It suggests calculated deceit and disloyalty. 'The general was accused of multiple treacheries' vs. 'Small betrayals can damage a friendship'.