betrayal

be·tray·al/bɪˈtreɪəl/
be-about, around, thoroughlytrayroot from 'trade' (archaic) or from betray-alnoun suffix indicating action or result
noun (اسم)common

اسم — خیانت

خیانتخائن‌پیشگی

عمل نادانی یا عدم وفاداری به کسی، به ویژه با افشای رازها یا ضرر رساندن به او.

The act of being disloyal or unfaithful to someone, especially by sharing secrets or harming them.

«خیانت او به تیم همه را شوکه کرد.»

His betrayal of the team shocked everyone.

«او از خیانت او درد عمیقی احساس کرد.»

She felt deep pain from his betrayal.

تفاوت با واژه‌های مشابه
treacheryخیانت

رسمی یا ادبی. در زمینه بی‌وفایی یا نیرنگ قابل تعویض است؛ اغلب خیانت جدی‌تر یا دراماتیک‌تر به نظر می‌آید.

Formal or literary. Interchangeable in contexts involving disloyalty or deceit; 'treachery' often sounds more serious or dramatic.

disloyaltyبی‌وفایی

متداول و بی‌طرف. زمانی استفاده می‌شود که ناتوانی در وفاداری، به خصوص در روابط یا جمع‌ها، مورد تأکید باشد.

Common and neutral. Used when emphasizing failure to be loyal, especially in relationships or groups.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000