macerated

mac·er·at·ed/ˈmæsəreɪtɪd/
macersoften or dissolve-ateverb suffix-edpast tense
adjective (صفت)formal

صفت — نرم‌شده

نرم‌شدهخیس‌خورده

نرم شده یا تجزیه شده به‌وسیله خیساندن در مایع.

Softened or broken down by soaking in liquid.

«میوه نرم‌شده برای مربا آماده بود.»

The macerated fruit was ready for the jam.

«او از گیاهان نرم‌شده برای تهیه تنتور استفاده کرد.»

She used macerated herbs to make the tincture.

تفاوت با واژه‌های مشابه
soakedخیسانده‌شده

اصطلاح معمول توصیفی، معمولاً با macerated برای مواد خیسانده شده قابل تعویض است.

Common descriptive term, often interchangeable with macerated for soaked substances.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000