magnifying

mag·ni·fy·ing/ˈmæɡnɪˌfaɪɪŋ/
magnlargeifyto make-ingpresent participle
verb (فعل)commonpast (گذشته): magnifiedpast participle (مفعولی): magnified-ing (حال): magnifying3rd (سوم): magnifies

فعل — بزرگنمایی کردن

بزرگنمایی کردننمایش بزرگ‌تر

چیزی را بزرگ‌تر از آنچه هست نشان دادن، معمولاً به صورت دیداری

Making something appear larger than it is, usually visually

«لنز جزئیات کوچک را بزرگنمایی می‌کند.»

The lens is magnifying the small details.

«ذره‌بین‌ها به دیدن اشیای کوچک کمک می‌کنند.»

Magnifying glasses help to see tiny objects.

تفاوت با واژه‌های مشابه
enlargeبزرگ کردن

رایج. بزرگ‌تر کردن اندازه یا ظاهر چیزی.

Common. To make something bigger in size or appearance.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000