maim

/meɪm/
verb (فعل)formalpast (گذشته): maimedpast participle (مفعولی): maimed-ing (حال): maiming3rd (سوم): maims

فعل — زخمی کردن

زخمی کردنمختل کردن

آسیب رساندن به کسی به طوری که بخشی از بدن به صورت دائمی آسیب ببیند.

To wound or injure someone so that part of the body is permanently damaged.

«او در آن حادثه به شدت مجروح شد.»

He was maimed in the accident.

«انفجار چند نفر را فلج کرد.»

The explosion maimed several people.

تفاوت با واژه‌های مشابه
crippleناقص العضو کردن

رسمی. مشابه اما cripple امروزه گاه توهین‌آمیز است؛ maim بیشتر در موارد حقوقی یا جراحات جدی استفاده می‌شود.

Formal. Similar but 'cripple' is often offensive today; 'maim' is legal or serious injury term.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000