majorette

ma·jo·rette/ˌmædʒəˈrɛt/
noun (اسم)commonplural (جمع): majorettes

اسم — ماژورِت

ماژورِترهبر ارکستر نظامی

زنی که در جلوی ارکسترهای نظامی حرکت می‌کند و معمولاً چوب رقص را می‌چرخاند.

A woman who leads a marching band, often twirling a baton.

«ماژورِت با مهارت زیادی اجرا کرد.»

The majorette performed with great skill.

«او از دبیرستان ماژورِت بوده است.»

She has been a majorette since high school.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000