mammalian

mam·ma·li·an/məˈmeɪliən/
mammala class of vertebrates-ianrelating to / characteristic of
1adjective (صفت)technicalcomparative (تفضیلی): more mammaliansuperlative (عالی): most mammalian

صفت — پستاندار

پستاندارپستانداری

مربوط به پستانداران یا دارای ویژگی‌های آن‌ها.

Relating to or characteristic of mammals.

«مغز پستانداران پیچیده است.»

The mammalian brain is complex.

«تولید مثل پستانداران گوناگون است.»

Mammalian reproduction is varied.

تفاوت با واژه‌های مشابه
bestialحیوانی

رسمی. می‌تواند به حیوانات به طور کلی اشاره کند، نه فقط پستانداران. در بافت‌هایی که بر طبیعت حیوانی تأکید دارند، اغلب با مفاهیم منفی، استفاده می‌شود. برای بیان صرفاً «پستاندار بودن» قابل تعویض نیست.

Formal. Can refer to animals in general, not specifically mammals. Use in contexts emphasizing animalistic nature, often with negative connotations, e.g., 'bestial instincts'. Not interchangeable for simply stating something 'is mammalian'.

animalisticحیوان‌گونه

رسمی. مشابه 'bestial'، ویژگی‌های شبیه به حیوانات را توصیف می‌کند، گاهی به شکلی ابتدایی یا بی‌پروا. خاص پستانداران نیست و اغلب معنی ضمنی در مورد رفتار دارد تا طبقه‌بندی.

Formal. Similar to 'bestial', it describes qualities resembling animals, sometimes in a primal or unrefined way. Not specific to mammals and often carries a nuanced meaning about behavior rather than classification.

2noun (اسم)technicalplural (جمع): mammalians

اسم — پستاندار

پستاندار

یک پستاندار.

A mammal.

«نهنگ‌ها پستاندارانی هستند که در اقیانوس زندگی می‌کنند.»

Whales are ocean-dwelling mammalians.

«پستانداران اولیه میلیون‌ها سال پیش تکامل یافتند.»

Early mammalians evolved millions of years ago.

تفاوت با واژه‌های مشابه
creatureموجود

کلی. اصطلاحی بسیار گسترده برای هر موجود زنده، نه خاص پستانداران. هنگام اشاره به حیوانات به شیوه شاعرانه یا کمتر علمی استفاده می‌شود. اگر نیاز به ویژگی «پستاندار» باشد، قابل تعویض نیست.

General. A very broad term for any living being, not specific to mammals. Use when referring to animals in a poetic or less scientific way. Not interchangeable if the specificity of 'mammal' is required.

vertebrateمهره‌دار

علمی. گسترده‌تر از 'mammalian' است، زیرا ماهی‌ها، پرندگان، خزندگان و دوزیستان را شامل می‌شود. هنگامی استفاده می‌شود که ویژگی داشتن ستون فقرات نکته اصلی باشد، نه صرفاً پستاندار بودن.

Scientific. Broader than 'mammalian', as it includes fish, birds, reptiles, and amphibians. Use when the characteristic of having a backbone is the key point, not specifically being a mammal.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000