mammie

mam·mie/ˈmæm.i/
noun (اسم)informalplural (جمع): mammies

اسم — مامی

مامیمادر بزرگ

واژه محبت‌آمیز برای مادربزرگ یا زنی که از کودکان مراقبت می‌کند.

An affectionate term for grandmother or a woman who cares for children.

«مامی من داستان‌هایی از کودکی‌اش برایم تعریف کرد.»

My mammie told me stories from her childhood.

«مامی در طول روز از بچه‌ها مراقبت می‌کرد.»

The mammie took care of the children during the day.

تفاوت با واژه‌های مشابه
grandmaمادربزرگ

روزمره. اصطلاح غیررسمی رایج برای مادربزرگ؛ معنای محبت‌آمیز مشابه.

Everyday. Common informal term for grandmother; similar affectionate use.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000