در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
واژه محبتآمیز برای مادربزرگ یا زنی که از کودکان مراقبت میکند.
An affectionate term for grandmother or a woman who cares for children.
«مامی من داستانهایی از کودکیاش برایم تعریف کرد.»
“My mammie told me stories from her childhood.”
«مامی در طول روز از بچهها مراقبت میکرد.»
“The mammie took care of the children during the day.”
روزمره. اصطلاح غیررسمی رایج برای مادربزرگ؛ معنای محبتآمیز مشابه.
Everyday. Common informal term for grandmother; similar affectionate use.