manipulates

ma·nip·u·lates/məˈnɪpjʊleɪts/
manus-handpul-to fill-ateto make / to cause-sthird person singular present
verb (فعل)commonpast (گذشته): manipulatedpast participle (مفعولی): manipulated-ing (حال): manipulating3rd (سوم): manipulates

فعل — دستکاری می‌کند

دستکاری می‌کندکنترل می‌کندسوءاستفاده می‌کند

دستکاری کردن یا کنترل کردن (یک ابزار، مکانیسم و غیره)، معمولاً به صورت ماهرانه؛ کنترل یا تأثیرگذاری (بر یک فرد یا موقعیت) به صورت زیرکانه، ناعادلانه یا بی‌وجدان.

To handle or control (a tool, mechanism, etc.), typically in a skillful manner; to control or influence (a person or situation) cleverly, unfairly, or unscrupulously.

«جراح ماهرانه ابزارها را دستکاری می‌کند.»

The surgeon skillfully manipulates the instruments.

«او دوستانش را دستکاری می‌کند تا به خواسته‌هایش برسد.»

He manipulates his friends to get what he wants.

تفاوت با واژه‌های مشابه
operatesعمل می‌کند

روزمره. به کار کردن با ماشین یا سیستم اشاره دارد. 'او ماهرانه با جرثقیل کار می‌کند' درست است. 'او مردم را دستکاری می‌کند' به نفوذ حیله‌گرانه و اغلب منفی اشاره دارد، نه فقط کنترل یک ماشین.

Everyday. Refers to working a machine or system. 'She operates the crane skillfully' works. 'He manipulates people' implies cunning and often negative influence, not just control of a machine.

managesمدیریت می‌کند

روزمره. مسئولیت چیزی را بر عهده داشتن یا اداره کردن آن. 'او یک تیم از توسعه‌دهندگان را مدیریت می‌کند' درست است. 'او داده‌ها را دستکاری می‌کند' به انگیزه پنهان یا کنترل ناعادلانه اشاره دارد، نه فقط مدیریت.

Everyday. To be in charge of or run something. 'She manages a team of developers' works. 'He manipulates the data' suggests an ulterior motive or dishonest control, not just management.

influencesتأثیر می‌گذارد

روزمره. تأثیر گذاشتن بر کسی یا چیزی. 'توصیه او بر تصمیماتش تأثیر می‌گذارد' درست است. 'او افکار عمومی را دستکاری می‌کند' به تلاشی عمدی و اغلب فریبنده برای کنترل نتیجه اشاره دارد.

Everyday. To have an effect on someone or something. 'Her advice influences his decisions' works. 'He manipulates public opinion' implies a deliberate and often deceptive effort to control the outcome.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000