manifests

man·i·fests/ˈmænɪfɛsts/
manto showifestto make (from Latin)
verb (فعل)formalpast (گذشته): manifestedpast participle (مفعولی): manifested-ing (حال): manifesting3rd (سوم): manifests

فعل — نشان می‌دهد

نشان می‌دهدآشکار می‌کند

شخص سوم مفرد فعل 'manifest'؛ به معنای نشان دادن یا به وضوح نمایان کردن.

Third-person singular of 'manifest'; to show or demonstrate clearly.

«او علاقه‌اش را به پروژه نشان می‌دهد.»

She manifests interest in the project.

«علائم بعد از چند روز ظاهر می‌شوند.»

The symptoms manifest after a few days.

تفاوت با واژه‌های مشابه
showsنشان می‌دهد

رایج. در بسیاری از موارد تقریباً قابل جایگزینی است.

Common. Almost interchangeable in many contexts.

revealsآشکار می‌کند

رایج. معنی مشابه با تأکید بر افشا.

Common. Similar meaning with emphasis on disclosing.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000