mantic

man·tic/ˈmæn.tɪk/
adjective (صفت)formalcomparative (تفضیلی): mantickersuperlative (عالی): mantickest

صفت — پیغمبربینانه

پیغمبربینانهغیب‌گویی

مربوط به پیشگویی یا غیب‌گویی؛ آینده‌نما.

Relating to divination or prophecy; prophetic.

«پیغمبر چشم‌انداز غیب‌گویی را ارائه داد.»

The oracle gave a mantic vision.

«او هنرهای غیب‌گویی را در متون قدیمی مطالعه کرد.»

He studied mantic arts in ancient texts.

تفاوت با واژه‌های مشابه
propheticپیغمبربینانه

رسمی. مترادف و غالباً قابل جایگزینی با mantic در زمینه‌های عرفانی.

Formal. Synonymous and often interchangeable with mantic in mystical contexts.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000