در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
مکانیسم شروع آتش اسلحههای قدیمی که از یک فتیله کمسو برای آتش زدن باروت استفاده میکند
An early firearm ignition mechanism using a slow-burning match to ignite gunpowder
«سرباز با احتیاط تفنگ مگاچیخ را زد.»
“The soldier fired the matchlock rifle carefully.”
«مگاچیخها قبل از رایج شدن فِلینتلاکها استفاده میشدند.»
“Matchlocks were used before flintlocks became common.”