medially

me·di·al·ly/ˈmiːdiəli/
medi-middle-alrelated to-lyin the manner of
adverb (قید)technicaltype (نوع): placeadjective (صفت): medialposition (جایگاه): middle

قید — به طور میانی

به طور میانیدر مرکز

در یا به سمت مرکز یا میانه.

In or toward the middle or center.

«شکاف به صورت میانی زده شد.»

The incision was made medially.

«عصب‌های واقع در مرکز اهمیت دارند.»

Medially located nerves are important.

تفاوت با واژه‌های مشابه
centrallyمرکزی

رایج‌تر در زمینه شهری یا سازمانی.

More common in urban or organizational contexts.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000