median

me·di·an/ˈmiː.di.ən/
1adjective (صفت)formalcomparative (تفضیلی): more mediansuperlative (عالی): most median

صفت — میانه

میانهوسطی

مربوط به مقدار وسط در یک مجموعه داده مرتب شده

Relating to the middle value in a data set when arranged in order

«قیمت میانه خانه‌ها سال گذشته افزایش یافت.»

The median price of houses increased last year.

«درآمد میانه یک شاخص اقتصادی مفید است.»

Median income is a useful economic indicator.

تفاوت با واژه‌های مشابه
middleوسط

رایج. به معنای مرکزی یا وسط، اما مربوط به آمار نیست.

Common. Means central or in the middle but not specific to statistics.

متضادها
2noun (اسم)formal

اسم — میانه

میانهمقدار وسط

مقدار وسط در یک بازه داده‌ها

The middle value in a range of data

«میانه این اعداد را پیدا کن.»

Find the median of these numbers.

«میانه اعداد ۳، ۵ و ۷ برابر ۵ است.»

The median of 3, 5, and 7 is 5.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000