medicinal

med·i·ci·nal/mɪˈdɪs.ɪ.nəl/
medicrelated to healing or medicine-in(e)associated with-alpertaining to
adjective (صفت)formalcomparative (تفضیلی): more medicinalsuperlative (عالی): most medicinal

صفت — دارویی

داروییشفابخش

دارای خواصی که برای درمان یا بهبود بیماری استفاده می‌شود.

Having properties used for healing or treatment of illness.

«بسیاری از گیاهان خواص دارویی دارند.»

Many plants have medicinal uses.

«گیاهان دارویی به بهبود سلامتی او کمک کردند.»

The medicinal herbs helped improve her health.

تفاوت با واژه‌های مشابه
therapeuticدرمانی

رسمی. اغلب در زمینه‌های پزشکی یا سلامت استفاده می‌شود.

Formal. Often used in medical or health contexts.

curativeشفابخش

رسمی. تأکید بر درمان بیماری‌ها دارد.

Formal. Emphasizes curing diseases or conditions.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000