mell

/mɛl/
verb (فعل)formalpast (گذشته): melledpast participle (مفعولی): melled-ing (حال): melling3rd (سوم): mells

فعل — آمیختن

آمیختندر هم کشیدن

آمیختن یا در هم کشیدن؛ ترکیب کردن.

To mix or mingle together; to blend.

«رنگ‌ها به زیبایی در نقاشی آمیخته شدند.»

Colors mell beautifully in the painting.

«صدای آن‌ها در هماهنگی با هم در هم کشیده می‌شود.»

Their voices mell in harmony.

تفاوت با واژه‌های مشابه
mixمخلوط کردن

روزمره. معمولاً هنگام اشاره به ترکیب مواد قابل تعویض است.

Everyday. Generally interchangeable when referring to combining substances.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000