verb (فعل)commonpast (گذشته): mentoredpast participle (مفعولی): mentored-ing (حال): mentoring3rd (سوم): mentors
فعل — راهنمایی کردن
راهنمایی کردنمشاوره دادن
راهنمایی یا مشاوره دادن به کسی با تجربه کمتر در گذشته.
To have guided or advised someone less experienced in the past.
«او تابستان گذشته چند کارآموز را راهنمایی کرد.»
“She mentored several interns last summer.”
«او توسط یک دانشمند باتجربه راهنمایی شد.»
“He was mentored by an experienced scientist.”
تفاوت با واژههای مشابه
guided— راهنمایی شده
متداول. وقتی کسی برای رشد دیگری حمایت میکند قابل جایگزینی است، معمولا کمتر رسمی.
Common. Interchangeable with 'mentored' when someone supports another's development, usually less formal.
coached— مربیگری شده
متداول. معنای مشابه ولی معمولاً در زمینههای ورزشی یا آموزش مهارتها به کار میرود.
Common. Similar meaning but often used in sports or skills training contexts.