در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
نوعی ماهی کوچک دریایی، شبیه به ماهی کاد، که به آن «مید ماهی» هم گفته میشود.
A small sea fish, also known as a whiting pout, similar to a cod.
«ماهیگیر امیدوار بود که یک مید ماهی بگیرد.»
“The fisherman hoped to catch a merling.”
«مید ماهی گاهی به عنوان جایگزین ارزانتری برای ماهی کاد فروخته میشود.»
“Merling is sometimes sold as a cheaper alternative to cod.”
(کهن) یک مرد ماهینمای افسانهای.
(Archaic) A legendary merman.
«ملوانان باستان از داستانهای مردماهینمای گریزپا میگفتند.»
“Ancient sailors told tales of the elusive merling.”
«گفته میشد که مردماهینما کشتیها را به سمت هلاکت میکشاند.»
“The merling was said to lure ships to their doom.”