micro
mi·cro/ˈmaɪkroʊ/
micro-small, tiny
صفت — ریز
ریزکوچک بسیار
بسیار کوچک در اندازه یا مقیاس.
Very small in size or scale.
«برای این پروژه به یک دوربین کوچک نیاز داریم.»
“We need a micro camera for this project.”
«ریزاندامگان با چشم غیرمسلح دیده نمیشوند.»
“Micro organisms are invisible to the naked eye.”
تفاوت با واژههای مشابه
miniature— ریز
رایج. بسیار مشابه است ولی گاهی به نمونه کوچکتر دقیق اشاره دارد.
Common. Very similar but sometimes implies an exact small replica.
tiny— کوچک
روزمره. بر اندازه بسیار کوچک تأکید دارد و در بسیاری موارد قابل جایگزینی است.
Everyday. Emphasizes extremely small size, interchangeable in many cases.