mimicry

mim·ic·ry/ˈmɪmɪkri/
mimicto imitate-rycondition or practice of
1noun (اسم)common

اسم — تقلید

تقلیدمَقلّدی

عمل یا هنر تقلید از کسی یا چیزی، معمولاً برای سرگرمی یا فریب دادن.

The action or art of imitating someone or something, often to entertain or deceive.

«تقلید کمدین از سیاستمداران بسیار خنده‌دار بود.»

The comedian’s mimicry of politicians was hilarious.

«برخی حیوانات برای دور ماندن از شکارچیان از تقلید استفاده می‌کنند.»

Some animals use mimicry to avoid predators.

تفاوت با واژه‌های مشابه
imitationشبیه‌سازی

رایج. تقریباً قابل جایگزینی است ولی 'imitation' گسترده‌تر و کمتر برای تقلید عمدی به کار می‌رود.

Common. Generally interchangeable but 'imitation' can be broader and less focused on intentional copying for effect or deception.

parodyکمدی تقلیدی

رسمی/غیررسمی. وقتی تقلید طنزآمیز یا طعنه‌آمیز است استفاده می‌شود؛ وقتی تقلید جدی است جایگزین خوبی نیست.

Informal/formal. Used mostly when mimicry is humorous or satirical; not interchangeable when mimicry is serious or in nature.

2noun (اسم)technical

اسم — تقلید زیستی

تقلید زیستیشباهت تطبیقی

در زیست‌شناسی، شباهت یک گونه به گونه دیگر برای کسب سود، مانند حفاظت در برابر شکارچیان.

In biology, the resemblance of one species to another to gain advantage, such as protection from predators.

«تقلید این پروانه به آن کمک می‌کند تا توسط پرندگان خورده نشود.»

The butterfly’s mimicry helps it avoid being eaten by birds.

«تقلید در حیوانات اغلب شامل الگوهای رنگی است که به گونه‌های سمی شبیه است.»

Mimicry in animals often involves color patterns that resemble toxic species.

تفاوت با واژه‌های مشابه
camouflageپنهان‌سازی

فنی. مرتبط است اما پنهان‌سازی بیشتر به مخفی شدن اشاره دارد نه تقلید مستقیم یک گونه.

Technical. Related but camouflage hides the organism rather than imitating another species explicitly.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000