misses

miss·es/ˈmɪsɪz/
1verb (فعل)commonpast (گذشته): missedpast participle (مفعولی): missed-ing (حال): missing3rd (سوم): misses

فعل — از دست می‌دهد

از دست می‌دهدنمی‌رسدغایب است

صورت سوم شخص فعل miss به معنای نخوردن، نرسیدن یا حضور نیافتن

Third person singular form of 'miss', meaning to fail to hit, reach, or attend

«او هر بار به هدف نمی‌رسد.»

She misses the target every time.

«وقتی دور است، دلتنگ دوستانش می‌شود.»

He misses his friends when he is away.

متضادها
2noun (اسم)common

اسم — خانم

خانمدوشیزه

عنوانی که برای خطاب یا توصیف زن یا دختر جوان به کار می‌رود

Used to address or describe a young woman or girl; a title

«خانم اسمیت الان شما را ملاقات می‌کند.»

Miss Smith will see you now.

«او خانم است، نه خانم شوهردار.»

She is a Miss, not Mrs.

تفاوت با واژه‌های مشابه
ladyخانم

روزمره اما رسمی‌تر از «میس» برای خطاب به زنان.

Everyday but more polite or formal than 'miss' when addressing a woman.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000