mitered

mi·tered/ˈmaɪtərd/
adjective (صفت)technical

صفت — دارای اتصال مورب

دارای اتصال موربمتصل‌شده با زاویه

دارای اتصالی که با زاویه ۴۵ درجه هر دو قسمت بریده شده باشد.

Having a joint made by beveling each of two parts to be joined, usually at a 45° angle.

«قاب در گوشه‌ها به‌خوبی به صورت مورب متصل شده بود.»

The frame was perfectly mitered at the corners.

«آنها چوب را به اتصالات مورب برش دادند.»

They cut the wood into mitered joints.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000