در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
شامل کیفیتها، عناصر یا انواع مختلف.
Consisting of different qualities, elements, or types.
«سالاد حاوی سبزیجات و کاهو مخلوط بود.»
“The salad contained mixed greens and vegetables.”
«آنها به گروهی مختلط از افراد با پیشینههای مختلف خدمت کردند.»
“They served a mixed group of people from different backgrounds.”
رایج. به اقلامی اشاره دارد که به گونهای ترکیب شدهاند که به آرامی با هم ادغام شوند. میتواند قابل جایگزینی باشد، به خصوص برای مایعات یا طعمها. 'قهوه مخلوط' بسیار شبیه به 'قهوه ترکیبی' است.
Common. Refers to items combined so they merge smoothly. Can be interchangeable, especially for liquids or flavors. 'Blended coffee' is very similar to 'mixed coffee'.
رایج. به معنای متشکل از انواع مختلف؛ متنوع. اغلب برای مجموعههایی از اقلام متمایز استفاده میشود. 'آبنباتهای متنوع' به معنای انواع مختلف آبنبات است، شبیه به یک 'کیسه مخلوط از آبنبات'.
Common. Means composed of various kinds; varied. Often used for collections of distinct items. 'Assorted candies' means different types of candies, similar to a 'mixed bag of candies'.
احساس یا نشان دادن ترکیبی از احساسات مختلف.
Feeling or showing a combination of different emotions.
«او در مورد ترک زادگاهش احساسات دوگانهای داشت.»
“She had mixed feelings about leaving her hometown.”
«چهره او متناقض بود و هم تعجب و هم ناامیدی را نشان میداد.»
“His expression was mixed, showing both surprise and disappointment.”
رایج. چیزهایی را توصیف میکند که در تضاد یا اختلاف هستند. میتواند برای احساساتی که با هم درگیرند استفاده شود. 'احساسات متناقض' بسیار نزدیک به 'احساسات دوگانه' است.
Common. Describes things that are in opposition or disagreement. Can be used for emotions that clash. 'Conflicting emotions' is very close to 'mixed feelings'.
رسمی. داشتن احساسات دوگانه یا ایدههای متناقض درباره چیزی یا کسی. اغلب حالتی ذهنی را توصیف میکند تا یک وضعیت کلی را. 'او در مورد پیشنهاد شغلی احساسات متناقضی داشت.'
Formal. Having mixed feelings or contradictory ideas about something or someone. Often describes a state of mind rather than a general situation. 'She felt ambivalent about the job offer.'